خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج زندگی خود میگوید که همه شیرینیها به تلخی تبدیل شدهاند و آرامش به درد مبدل گشته است. او اشاره میکند که مرگ برای برخی رهایی است، اما او هر روز هزار بار میمیرد و زنده میماند.
متن حاوی مضامین عمیق غم و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۰۳ - سیلاب محن رونق عمرم همه برد
سیلاب محن رونق عمرم همه برد
شیرین همه تلخ گشت و صافی همه درد ۱
آن کس که بمرد رست دردا که مرا
هر روز هزار بار می باید مرد ۲
شیرین همه تلخ گشت و صافی همه درد ۱
آن کس که بمرد رست دردا که مرا
هر روز هزار بار می باید مرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - ای از غم دلبری که بیدادم ازوست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - در دل زغم زمانه باری دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.