خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از گذر عمر و عدم هوشیاری افسوس می‌خورد و بیان می‌کند که امیدی به بهبودی و بیداری ندارد. او تصور می‌کرد با بیداری، روز روشن‌تر خواهد شد، اما اکنون که روز شده، هنوز بیداری حاصل نشده است.

مفاهیم عمیق مانند گذر عمر، ناامیدی و اندوه نیاز به درک و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۶۰ - افسوس که عمر رفت و هشیاری نیست

افسوس که عمر رفت و هشیاری نیست
دردا که امید خویشتن داری نیست ۱

گفتم که چو بیدار شوم روز شود
هیهات که روز گشت و بیداری نیست ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۷۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - دل را تو همه جگر دهی افسوس است
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - تا گوش دلت به غفلت است آکنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.