خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از عشق و معنویت سخن میگوید. او بیان میکند که عشق و معنویت برتر از زهد و ریاکاری است و تنها با عشق میتوان به حقیقت رسید. شاعر همچنین از حسادت و نادانی دیگران انتقاد میکند و بر اهمیت عشق و خدمت به دیگران تأکید مینماید.
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و اجتماعی موجود در متن نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی و جامعه دارد.
غزل ۵۳۲ - چون خراباتی نباشد زاهدی
چون خراباتی نباشد زاهدی
کش به شب از در درآید شاهدی ۱
محتسب گو تا ببیند روی دوست
همچو محرابی و من چون عابدی ۲
چون من آب زندگانی یافتم
غم نباشد گر بمیرد حاسدی ۳
آنچه ما را در دل است از سوز عشق
مینشاید گفت با هر باردی ۴
دوستان گیرند و دلداران ولیک
مهربان نشناسد الا واحدی ۵
از تو روحانیترم در پیش دل
نگذرد شبهای خلوت واردی ۶
خانهای در کوی درویشان بگیر
تا نماند در محلت زاهدی ۷
گر دلی داری و دلبندیت نیست
پس چه فرق از ناطقی تا جامدی ۸
گر به خدمت قائمی خواهی منم
ور نمیخواهی به حسرت قاعدی ۹
سعدیا گر روزگارت میکشد
گو بکش بر دست سیمین ساعدی ۱۰
کش به شب از در درآید شاهدی ۱
محتسب گو تا ببیند روی دوست
همچو محرابی و من چون عابدی ۲
چون من آب زندگانی یافتم
غم نباشد گر بمیرد حاسدی ۳
آنچه ما را در دل است از سوز عشق
مینشاید گفت با هر باردی ۴
دوستان گیرند و دلداران ولیک
مهربان نشناسد الا واحدی ۵
از تو روحانیترم در پیش دل
نگذرد شبهای خلوت واردی ۶
خانهای در کوی درویشان بگیر
تا نماند در محلت زاهدی ۷
گر دلی داری و دلبندیت نیست
پس چه فرق از ناطقی تا جامدی ۸
گر به خدمت قائمی خواهی منم
ور نمیخواهی به حسرت قاعدی ۹
سعدیا گر روزگارت میکشد
گو بکش بر دست سیمین ساعدی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۱ - ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی
گوهر بعدی:غزل ۵۳۳ - ای باد بامدادی خوش میروی به شادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.