خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر بیان میکند که گلی جدید به جهان آوردهای و فصل بهار را در ماه دی (زمستان) آوردی. وقتی فهمیدی که من دل به گل نمیدهم، رفتی و بنفشه را به عنوان شفیع آوردی.
متن دارای مفاهیم شاعرانه و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد، اما برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۱۸۸ - جانا به جهان گل بدیع آوردی
جانا به جهان گل بدیع آوردی
وندر مَه دی فصل ربیع آوردی ۱
چون دانستی که دل به گل می ندهم
رفتی و بنفشه را شفیع آوردی ۲
وندر مَه دی فصل ربیع آوردی ۱
چون دانستی که دل به گل می ندهم
رفتی و بنفشه را شفیع آوردی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - گفتند جماعتی زبس نادانی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - آن را که غم آن بت خوشرو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.