خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از گذر عمر در گفتوگوها و نبود نور وصال ابراز تاسف میکند و اشاره میکند که از عشق و سخن گفتن از آن، جز هوس و گفتوگوی بیحاصل چیزی عایدش نشده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در متن وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۸۵ - افسوس که عمر رفت در گفت و شنید
افسوس که عمر رفت در گفت و شنید
وز نور وصال پرتوی نیست پدید ۱
از عشق و حدیث عشق گویی ما را
بیش از هوسی و گفت و گویی نرسید ۲
وز نور وصال پرتوی نیست پدید ۱
از عشق و حدیث عشق گویی ما را
بیش از هوسی و گفت و گویی نرسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - زاول که مرا عشق نگارم بُر بود
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.