خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و دردهای عاشقانه سخن میگوید. او از ناتوانی در فراموشی معشوق، بیتأثیری نصیحتها، و اشتیاق به وصال معشوق میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند توبه، عشق الهی، و تفاوت بین عشق و شهوت اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبه و تفاوت بین عشق و شهوت ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۳۱ - امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم ۱
خاک را زنده کند تربیت باد بهار
سنگ باشد که دلش زنده نگردد به نسیم ۲
بوی پیراهن گم کرده خود میشنوم
گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم ۳
عاشق آن گوش ندارد که نصیحت شنود
درد ما نیک نباشد به مداوای حکیم ۴
توبه گویندم از اندیشه معشوق بکن
هرگز این توبه نباشد که گناهیست عظیم ۵
ای رفیقان سفر دست بدارید از ما
که بخواهیم نشستن به در دوست مقیم ۶
ای برادر غم عشق آتش نمرود انگار
بر من این شعله چنان است که بر ابراهیم ۷
مرده از خاک لحد رقص کنان برخیزد
گر تو بالای عظامش گذری و هی رمیم ۸
طمع وصل تو میدارم و اندیشه هجر
دیگر از هر چه جهانم نه امید است و نه بیم ۹
عجب از کشته نباشد به در خیمه دوست
عجب از زنده که چون جان به درآورد سلیم ۱۰
سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم ۱۱
خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم ۱
خاک را زنده کند تربیت باد بهار
سنگ باشد که دلش زنده نگردد به نسیم ۲
بوی پیراهن گم کرده خود میشنوم
گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم ۳
عاشق آن گوش ندارد که نصیحت شنود
درد ما نیک نباشد به مداوای حکیم ۴
توبه گویندم از اندیشه معشوق بکن
هرگز این توبه نباشد که گناهیست عظیم ۵
ای رفیقان سفر دست بدارید از ما
که بخواهیم نشستن به در دوست مقیم ۶
ای برادر غم عشق آتش نمرود انگار
بر من این شعله چنان است که بر ابراهیم ۷
مرده از خاک لحد رقص کنان برخیزد
گر تو بالای عظامش گذری و هی رمیم ۸
طمع وصل تو میدارم و اندیشه هجر
دیگر از هر چه جهانم نه امید است و نه بیم ۹
عجب از کشته نباشد به در خیمه دوست
عجب از زنده که چون جان به درآورد سلیم ۱۰
سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - به تو مشغول و با تو همراهم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.