خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از سعدی، بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و از درد هجران و عشق بی‌پایان خود می‌نالد. او اعلام می‌کند که تسلیم اراده معشوق است و حاضر است هر رنجی را برای عشقش تحمل کند. همچنین، شاعر از ناله‌های پنهانی خود و آتش عشقش سخن می‌گوید که از آتش واقعی نیز گرم‌تر است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۱۲ - آن دوست که من دارم وان یار که من دانم

آن دوست که من دارم وان یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم ۱

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ۲

ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم ۳

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم ۴

با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم
حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم ۵

ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم ۶

یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم ۷

در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم ۸

دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل
با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم ۹

در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم
عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم ۱۰

بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد
تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم ۱۱

گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۱ - گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳ - آن نه روی است که من وصف جمالش دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.