خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و دلدادگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر آرزو میکند که حتی در مرگ و قیامت نیز در جستوجوی معشوق باشد و از هر چیزی جز او چشمپوشی کند. او بهشت و نعمات آن را بیارزش میداند و تنها معشوق را میطلبد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۳ - در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم ۱
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم ۲
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم ۳
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم ۴
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم ۵
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم ۶
هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ۷
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم ۱
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم ۲
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم ۳
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم ۴
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم ۵
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم ۶
هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۲ - من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴ - غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.