خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از سعدی، بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از دنیا و آخرت گریزان است و تنها به معشوق دل بسته است. او از درد و رنج خود می‌گوید و تنها درمان خود را در معشوق می‌بیند. شاعر حتی در خواب نیز از معشوق جدا نمی‌شود و همواره به یاد اوست.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۵ - گر من ز محبتت بمیرم

گر من ز محبتت بمیرم
دامن به قیامتت بگیرم ۱

از دنیی و آخرت گزیر است
وز صحبت دوست ناگزیرم ۲

ای مرهم ریش دردمندان
درمان دگر نمی‌پذیرم ۳

آن کس که به جز تو کس ندارد
در هر دو جهان من آن فقیرم ۴

ای محتسب از جوان چه خواهی
من توبه نمی‌کنم که پیرم ۵

یک روز کمان ابروانش
می‌بوسم و گو بزن به تیرم ۶

ای باد بهار عنبرین بوی
در پای لطافت تو میرم ۷

چون می‌گذری به خاک شیراز
گو من به فلان زمین اسیرم ۸

در خواب نمی‌روم که بی دوست
پهلو نه خوش است بر حریرم ۹

ای مونس روزگار سعدی
رفتی و نرفتی از ضمیرم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.