خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، زیبایی معشوق را ستایش میکند و خود را در برابر او کوچک و ناچیز میبیند. او از عشق طولانی و سخت خود سخن میگوید و با وجود جفای معشوق، وفاداری خود را نشان میدهد. شاعر از تضاد بین خود و معشوق سخن میگوید و از حسرت و عشق بیپایان خود مینالد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر عشق و حسرت، آن را برای سنین بالاتر مناسبتر میکند.
غزل ۳۹۳ - گر به رخسار چو ماهت صنما مینگرم
گر به رخسار چو ماهت صنما مینگرم
به حقیقت اثر لطف خدا مینگرم ۱
تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری
هر زمان صد رهت اندر سر و پا مینگرم ۲
تو به حال من مسکین به جفا مینگری
من به خاک کف پایت به وفا مینگرم ۳
آفتابی تو و من ذره مسکین ضعیف
تو کجا و من سرگشته کجا مینگرم ۴
سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات
در سواد سر زلفت به خطا مینگرم ۵
هندوی چشم مبیناد رخ ترک تو باز
گر به چین سر زلفت به خطا مینگرم ۶
راه عشق تو دراز است ولی سعدی وار
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم ۷
به حقیقت اثر لطف خدا مینگرم ۱
تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری
هر زمان صد رهت اندر سر و پا مینگرم ۲
تو به حال من مسکین به جفا مینگری
من به خاک کف پایت به وفا مینگرم ۳
آفتابی تو و من ذره مسکین ضعیف
تو کجا و من سرگشته کجا مینگرم ۴
سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات
در سواد سر زلفت به خطا مینگرم ۵
هندوی چشم مبیناد رخ ترک تو باز
گر به چین سر زلفت به خطا مینگرم ۶
راه عشق تو دراز است ولی سعدی وار
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۲ - من دوست میدارم جفا کز دست جانان میبرم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴ - به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.