خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن عشق و وفاداری بیقید و شرط خود را به معشوق بیان میکند. او تأکید میکند که هیچ چیز، حتی دشمنی دیگران یا سختیها، نمیتواند او را از عشقش دور کند. شاعر همچنین به ضعف خود در برابر این عشق اعتراف کرده و اعلام میکند که حتی اگر همه جهان با او دشمن شوند، باز هم به عشقش پایبند خواهد ماند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۸۷ - من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم ۱
نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم ۲
کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست
سفر کنید رفیقان که من گرفتارم ۳
نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمیکند که من از ضعف ناپدیدارم ۴
اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من این طریق محبت ز دست نگذارم ۵
مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل
درست شد به حقیقت که نقش دیوارم ۶
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم ۷
به عشق روی تو اقرار میکند سعدی
همه جهان به درآیند گو به انکارم ۸
کجا توانمت انکار دوستی کردن
که آب دیده گواهی دهد به اقرارم ۹
و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم ۱
نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم ۲
کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست
سفر کنید رفیقان که من گرفتارم ۳
نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمیکند که من از ضعف ناپدیدارم ۴
اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من این طریق محبت ز دست نگذارم ۵
مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل
درست شد به حقیقت که نقش دیوارم ۶
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم ۷
به عشق روی تو اقرار میکند سعدی
همه جهان به درآیند گو به انکارم ۸
کجا توانمت انکار دوستی کردن
که آب دیده گواهی دهد به اقرارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۶ - شب دراز به امید صبح بیدارم
گوهر بعدی:غزل ۳۸۸ - منم این بی تو که پروای تماشا دارم
نظرها و حاشیه ها
۱
نام تو بردم لب آتش گرفت