خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد فراق و هجران معشوق می‌نالد. او از غم و اندوهی که در دل دارد سخن می‌گوید و از معشوقی یاد می‌کند که دامنش پاک و بی‌آلایش است. شاعر با اشاره به زلف معشوق، پیوند ناگسستنی خود با او را بیان می‌کند و از درد هجران می‌نالد. در نهایت، او از خداوند می‌خواهد که به تیغ معشوق کشته شود تا از این درد رهایی یابد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و تمایل به مرگ برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۶۹ - تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک

تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک
در دیده آب گشته و بر رخ نشسته خاک ۱

از خون غنچه‌ی دل احباب کن حذر
ای دامنت چو برگ گل نوشکفته پاک ۲

پیش نسیم بسکه گریبان گشاده یی
دارم دلی ز دست تو چون غنچه چاک چاک ۳

پیوند ما چو با سر زلف تو محکمست
سر رشته‌ی حیاتم اگر بگسلد چه باک ۴

صید حرم که ساخت خدا قتل او حرام
می خواهد از خدا که به تیغت شود هلاک ۵

در تنگنای هجر فغانی گشاد دل
از ناله‌ی حزین طلب و آه دردناک ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۸ - یارم اگر بمهر کشد یا بکین چه باک
گوهر بعدی:شماره ۳۷۰ - دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.