خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، دلسوزی، و تأثیرات عمیق عشق بر عقل و احساسات سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند شوق، بلای عشق، و زیباییهای طبیعت استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۵ - چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
بسخن پسته ی خندان شکر آمیز کند ۱
گر دهان تلخی فرهاد بدآمد، شیرین
خنده بر انجمن عشرت پرویز کند ۲
عقل را جادوی بابل کند از غایت شوق
عشق هر نکته که از لعل تو انگیز کند ۳
دانه ی مرغ بلا خواره همان سنگ بلاست
آسمان گر چمن دهر گهر ریز کند ۴
وه چه دیده ست فغانی ز پی کسب نظر
گر بفردوس رود رغبت تبریز کند ۵
بسخن پسته ی خندان شکر آمیز کند ۱
گر دهان تلخی فرهاد بدآمد، شیرین
خنده بر انجمن عشرت پرویز کند ۲
عقل را جادوی بابل کند از غایت شوق
عشق هر نکته که از لعل تو انگیز کند ۳
دانه ی مرغ بلا خواره همان سنگ بلاست
آسمان گر چمن دهر گهر ریز کند ۴
وه چه دیده ست فغانی ز پی کسب نظر
گر بفردوس رود رغبت تبریز کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - هر دل که گرم از آتش پنهان من شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.