خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر غنایی است که به بیان احساسات شاعر درباره عشق، درد، وفاداری و تغییرات در روابط میپردازد. شاعر از از دست رفتن شیرینی درد، وفاداری و صمیمیت در روابط شکایت میکند و به دنبال پاسخ برای این تغییرات است.
متن دارای مضامین عاطفی و اجتماعی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تغییرات در روابط نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۴ - گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
شیرینی درد از دل بی کینه کجا شد ۱
شب یار و سحر دشمن جان این چه وفاییست
خاصیت نقل و می دوشینه کجا شد ۲
از لخت کباب دل ما زود شدی سیر
حق نمک صحبت دیرینه کجا شد ۳
عاشق نشود تیره بیک آه ز مجنون
نور و خرد طبع چو آیینه کجا شد ۴
مهر در گنجینه ی دل بود وفایت
آن مهر وفا از در گنجینه کجا شد ۵
هر چند بود سوختنی دلق فغانی
آخر ادب خرقه ی پشمینه کجا شد ۶
شیرینی درد از دل بی کینه کجا شد ۱
شب یار و سحر دشمن جان این چه وفاییست
خاصیت نقل و می دوشینه کجا شد ۲
از لخت کباب دل ما زود شدی سیر
حق نمک صحبت دیرینه کجا شد ۳
عاشق نشود تیره بیک آه ز مجنون
نور و خرد طبع چو آیینه کجا شد ۴
مهر در گنجینه ی دل بود وفایت
آن مهر وفا از در گنجینه کجا شد ۵
هر چند بود سوختنی دلق فغانی
آخر ادب خرقه ی پشمینه کجا شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۳ - نوروز علم برزد و گل در چمن آمد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۵ - چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.