خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دوست سخن میگوید و از باده و پیاله به عنوان نمادهایی برای رسیدن به مراد و فرح استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر و رضایت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۱۸ - منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
مدام باده و نقلم بدست زور دهد ۱
پیاله گیر که دست سپهر نتوان تافت
اگر نگین سلیمان به دست مور دهد ۲
هدیه ییست که ترک مرصعینه کمر
شراب لعل ز پیمانه ی بلور دهد ۳
مرا ز خاک در دوست بیش ازان فرحست
که سرمه مژده ی بینا شدن بکور دهد ۴
قبول کن که به از کسوت ملامت نیست
ز هر چه دوست بدردیکشان عور دهد ۵
بسی زبانه که در خرمنم زند گردون
چو آفتاب مرا جلوه ی سمور دهد ۶
ز آب چشم فغانی چه خیزد ای بدخواه
سزای مردم بی درد خاک گور دهد ۷
مدام باده و نقلم بدست زور دهد ۱
پیاله گیر که دست سپهر نتوان تافت
اگر نگین سلیمان به دست مور دهد ۲
هدیه ییست که ترک مرصعینه کمر
شراب لعل ز پیمانه ی بلور دهد ۳
مرا ز خاک در دوست بیش ازان فرحست
که سرمه مژده ی بینا شدن بکور دهد ۴
قبول کن که به از کسوت ملامت نیست
ز هر چه دوست بدردیکشان عور دهد ۵
بسی زبانه که در خرمنم زند گردون
چو آفتاب مرا جلوه ی سمور دهد ۶
ز آب چشم فغانی چه خیزد ای بدخواه
سزای مردم بی درد خاک گور دهد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - ستمگران غم اهل نظر نمی دانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.