خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و شیدایی به معشوق سخن می‌گوید. او از شب‌های بیداری، شراب‌خواری و مشاهده‌ی زیبایی معشوق می‌گوید که باعث سوزش درونی‌اش شده است. همچنین، از اضطراب، شرم و حیا در برابر معشوق و دیوانگی ناشی از عشق یاد می‌کند. در پایان، به ناتوانی در کنترل احساسات و تأثیر شراب اشاره می‌کند.

متن شامل مضامین عاشقانه‌ی پیچیده، اشاره به شراب‌خواری و احساسات عمیق عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۷ - دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود

دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
در سر شراب و در نظرم آفتاب بود ۱

تا روز در مشاهده ی شمع روی دوست
می سوختم چرا که نه هنگام خواب بود ۲

بزمی به از هزار پریخانه ی چگل
دل در میان به صورت و معنی خراب بود ۳

من در میانه سوخته چون دانه ی سپند
وز هر کرانه کار حسود اضطراب بود ۴

با آه و ناله گرچه سرآمد زمان وصل
از نقد عمرم آن دو نفس در حساب بود ۵

از غایت حیا نتوانست دیدنش
هم شرم روی او برخ او حجاب بود ۶

تسبیح صوفیان گرو نقل و باده شد
تسبیح را چه قدر سخن در کتاب بود ۷

از زهر چشم و تیغ زبانش خبر نبود
دیوانه یی که بر سر آتش کباب بود ۸

ساقی ز آه گرم فغانی مرو بتاب
او را چه اختیار گناه شراب بود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.