خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دیدن معشوق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود مینویسد، از دیوانگی عشق و اندوه ناشی از دوری شکایت میکند و به سرنوشت تلخ عاشقان اشاره دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند جنگ و از دست دادن عزیزان نیز پرداخته شده است.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشاره به جنگ و رنجهای ناشی از آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۱۵ - نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
آتش کند این کار که آن روی چو مه کرد ۱
ما را ز تماشای تو صد گونه سیاست
آن چین جبین و شکن طرف کله کرد ۲
تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دید
در آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد ۳
امشب من دیوانه در آن بزم نبودم
آه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد ۴
فریاد از آنروز که جویند و نیابند
سرهای عزیزان که لگدکوب سپه کرد ۵
زان نخل جوان تا چه شود روزی عاشق
باری بهواداری او عمر تبه کرد ۶
نزدیکتر از سایه به او بود فغانی
بس دور فتادست ندانم چه گنه کرد ۷
آتش کند این کار که آن روی چو مه کرد ۱
ما را ز تماشای تو صد گونه سیاست
آن چین جبین و شکن طرف کله کرد ۲
تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دید
در آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد ۳
امشب من دیوانه در آن بزم نبودم
آه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد ۴
فریاد از آنروز که جویند و نیابند
سرهای عزیزان که لگدکوب سپه کرد ۵
زان نخل جوان تا چه شود روزی عاشق
باری بهواداری او عمر تبه کرد ۶
نزدیکتر از سایه به او بود فغانی
بس دور فتادست ندانم چه گنه کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.