خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و فداکاری در راه معشوق است. شاعر از درد دل، بیقراری عاشقان، و بیاعتنایی معشوق سخن میگوید و با تصاویر شاعرانه مانند "خونابهی دل" و "غم یاران" احساسات عمیق خود را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و گاه دردناک است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۴ - با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
بگذار تا به کوی تو خونم سگان خورند ۱
مغرور ناز و غمزه ی خویشی ترا چه غم
بیچاره آنگروه که بر دل سنان خورند ۲
خونابه ی دلم ز تو ای گل نه اندکست
دردیکشان عشق تو رطل گران خورند ۳
دیوانگان عشق ترا خواب و خور حرام
آنانکه عاشقند چرا آب و نان خورند ۴
شیران مرغزار تو ای مشگبو غزال
بخشند صید را و دل خون چکان خورند ۵
تاب زبان خلق نداری شکر مخواه
دانی که عافیت طلبان استخوان خورند ۶
خونم حلال گر نکشی پیش دشمنم
این باده را ز دیده ی مردم نهان خورند ۷
گر کوه غم رسد ز تو دل بد نمی کنم
یاران مهربان غم یاران بجان خورند ۸
می خور فغانی از کف خوبان که جور نیست
جامی که دوستان برخ دوستان خورند ۹
بگذار تا به کوی تو خونم سگان خورند ۱
مغرور ناز و غمزه ی خویشی ترا چه غم
بیچاره آنگروه که بر دل سنان خورند ۲
خونابه ی دلم ز تو ای گل نه اندکست
دردیکشان عشق تو رطل گران خورند ۳
دیوانگان عشق ترا خواب و خور حرام
آنانکه عاشقند چرا آب و نان خورند ۴
شیران مرغزار تو ای مشگبو غزال
بخشند صید را و دل خون چکان خورند ۵
تاب زبان خلق نداری شکر مخواه
دانی که عافیت طلبان استخوان خورند ۶
خونم حلال گر نکشی پیش دشمنم
این باده را ز دیده ی مردم نهان خورند ۷
گر کوه غم رسد ز تو دل بد نمی کنم
یاران مهربان غم یاران بجان خورند ۸
می خور فغانی از کف خوبان که جور نیست
جامی که دوستان برخ دوستان خورند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.