خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از سعدی است که به موضوع عشق و اشتیاق می‌پردازد. در این شعر، شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که می‌تواند انسان را به جنبش وادارد و حتی باعث تغییر در رفتار و افکار او شود. همچنین، شاعر به اهمیت تلاش و پشتکار در زندگی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که زندگی بدون عشق و تلاش ارزشی ندارد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و اشتیاق ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۷ - گر یکی از عشق برآرد خروش

گر یکی از عشق برآرد خروش
بر سر آتش نه غریب است جوش ۱

پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق
دامن عفوش به گنه بربپوش ۲

بوی گل آورد نسیم صبا
بلبل بیدل ننشیند خموش ۳

مطرب اگر پرده از این ره زند
بازنیایند حریفان به هوش ۴

ساقی اگر باده از این خم دهد
خرقه صوفی ببرد می فروش ۵

زهر بیاور که ز اجزای من
بانگ برآید به ارادت که نوش ۶

از تو نپرسند درازای شب
آن کس داند که نخفته‌ست دوش ۷

حیف بود مردن بی عاشقی
تا نفسی داری و نفسی بکوش ۸

سر که نه در راه عزیزان رود
بار گران است کشیدن به دوش ۹

سعدی اگر خاک شود همچنان
ناله زاریدنش آید به گوش ۱۰

هر که دلی دارد از انفاس او
می‌شنود تا به قیامت خروش ۱۱
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۱۲۹۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۶ - رفتی و نمی‌شوی فراموش
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸ - دلی که دید که غایب شده‌ست از این درویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.