خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و امید به وصال یار است. شاعر از دل شکسته و جان خستهاش میگوید، اما امیدوار است که روزی چشمبستهاش به روی دوست باز شود. او از آتش دل و اشکهای خونین میگوید و انتظار طالع خجسته و دیدار یار را میکشد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین احساسی سنگین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۰ - شکسته شد دل و شادست جان خسته ی ما
شکسته شد دل و شادست جان خسته ی ما
که یار نیست جدا از دل شکسته ی ما ۱
چو روز حشر برآریم سر زخواب اجل
بروی دوست شود باز چشم بسته ی ما ۲
نشست آتش دل چهره برفروز ای شمع
بود که شعله کشد آتش نشسته ی ما ۳
رمید خواب خوش از چشم ما کجاست خیال
که آرمیده شود چشم خواب جسته ی ما ۴
گذشت کوکبه ی صبح وصل و منتظریم
که باز جلوه کند طالع خجسته ی ما ۵
هزار دسته ی گل بسته شد بخون جگر
نظر نکرد بگلهای دسته دسته ی ما ۶
زخاک و خون فغانی هزار لاله دمید
همین بود زرخت باغ تازه رسته ی ما ۷
که یار نیست جدا از دل شکسته ی ما ۱
چو روز حشر برآریم سر زخواب اجل
بروی دوست شود باز چشم بسته ی ما ۲
نشست آتش دل چهره برفروز ای شمع
بود که شعله کشد آتش نشسته ی ما ۳
رمید خواب خوش از چشم ما کجاست خیال
که آرمیده شود چشم خواب جسته ی ما ۴
گذشت کوکبه ی صبح وصل و منتظریم
که باز جلوه کند طالع خجسته ی ما ۵
هزار دسته ی گل بسته شد بخون جگر
نظر نکرد بگلهای دسته دسته ی ما ۶
زخاک و خون فغانی هزار لاله دمید
همین بود زرخت باغ تازه رسته ی ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - زهی حیات ابد از لبت حواله ی ما
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - دلگیرم از بزم طرب غمخانه یی باید مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.