خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از فراق یار و رنج ناشی از آن مینالد و به اشکهایش خطاب میکند که دیگر زحمت کشیدن ندارد. او همچنین از نابودی نهال و ریشههایش سخن میگوید، که میتواند نمادی از نابودی عشق یا امید باشد.
متن دارای مضامین عاشقانه و حزنآور است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶۴ - از سینه خیال قد آن سروسهی
از سینه خیال قد آن سروسهی
چون رفت ای اشک زحمت من چه دهی ۱
باید نکنی نهال را چون کندی
زینش چه رسد که ریشه در آب نهی ۲
چون رفت ای اشک زحمت من چه دهی ۱
باید نکنی نهال را چون کندی
زینش چه رسد که ریشه در آب نهی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - روزی که به رغم چرخ مهمان منی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - من کرده ام از هر مژده یی دریایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.