خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از مهمان خود میخواهد که در روزی که به او توجه میکند، کلبه ویرانش را آباد کند و از او میپرسد که چرا هر لحظه میل به رفتن دارد. او از مهمانش به عنوان جان جهانیان و جان خودش یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۶۳ - روزی که به رغم چرخ مهمان منی
روزی که به رغم چرخ مهمان منی
آباد کن کلبه ویران منی ۱
هر لحظه چرا میل به رفتن داری
ای جان جهانیان مگر جان منی ۲
آباد کن کلبه ویران منی ۱
هر لحظه چرا میل به رفتن داری
ای جان جهانیان مگر جان منی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - ای خواجه مکن فخر به مال دگری
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - از سینه خیال قد آن سروسهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.