خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از شوخیای میگوید که پیمانش را شکسته و از او دور شده است. این شوخی مانند برگ گلی است که با باد میآمیزد، هم با اوست و هم از او میگریزد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۲ - شوخی که گسسته بود پیمان از من
شوخی که گسسته بود پیمان از من
بنشست برم کشیده دامان از من ۱
چون برگ گلی که با صبا آمیزد
هم با من بود و هم گریزان از من ۲
بنشست برم کشیده دامان از من ۱
چون برگ گلی که با صبا آمیزد
هم با من بود و هم گریزان از من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - بر بالش راحتی نیامد سر من
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - ای با مهرت سرشته آب و گل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.