خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و غم فراق معشوق مینالد و بیان میکند که به دلیل ترس از بیان احساساتش، سخنانش ناتمام میماند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۷ - ای درد و غم تو راحت جان و تنم
ای درد و غم تو راحت جان و تنم
دانی ز چه شکوه از فراقت نکنم ۱
از بس که به لب آمد و برگشت ز بیم
پای به لب آمدن ندارد سخنم ۲
دانی ز چه شکوه از فراقت نکنم ۱
از بس که به لب آمد و برگشت ز بیم
پای به لب آمدن ندارد سخنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - بر خاک کف پای تو چون رخ نالم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - چون کوه گران نمود اصفاهانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.