خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از ساقی میخواهد تا با ریختن شراب شادیبخش، غمها را از بین ببرد. او از عشق و معرفت سخن میگوید و به نزاع بین عقل و عشق اشاره میکند. شاعر همچنین به زندگی در لحظه و لذت بردن از آن توصیه میکند و از دشمنان میخواهد تا به حال خود بمانند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۱۶ - ساقی سیمتن چه خسبی خیز
ساقی سیمتن چه خسبی خیز
آب شادی بر آتش غم ریز ۱
بوسهای بر کنار ساغر نه
پس بگردان شراب شهدآمیز ۲
کابر آذار و باد نوروزی
درفشان میکنند و عنبربیز ۳
جهد کردیم تا نیالاید
به خرابات دامن پرهیز ۴
دست بالای عشق زور آورد
معرفت را نماند جای ستیز ۵
گفتم ای عقل زورمند چرا
برگرفتی ز عشق راه گریز ۶
گفت اگر گربه شیر نر گردد
نکند با پلنگ دندان تیز ۷
شاهدان میکنند خانه زهد
مطربان میزنند راه حجاز ۸
توبه را تلخ میکند در حلق
یار شیرین زبان شورانگیز ۹
سعدیا هر دمت که دست دهد
به سر زلف دوستان آویز ۱۰
دشمنان را به حال خود بگذار
تا قیامت کنند و رستاخیز ۱۱
آب شادی بر آتش غم ریز ۱
بوسهای بر کنار ساغر نه
پس بگردان شراب شهدآمیز ۲
کابر آذار و باد نوروزی
درفشان میکنند و عنبربیز ۳
جهد کردیم تا نیالاید
به خرابات دامن پرهیز ۴
دست بالای عشق زور آورد
معرفت را نماند جای ستیز ۵
گفتم ای عقل زورمند چرا
برگرفتی ز عشق راه گریز ۶
گفت اگر گربه شیر نر گردد
نکند با پلنگ دندان تیز ۷
شاهدان میکنند خانه زهد
مطربان میزنند راه حجاز ۸
توبه را تلخ میکند در حلق
یار شیرین زبان شورانگیز ۹
سعدیا هر دمت که دست دهد
به سر زلف دوستان آویز ۱۰
دشمنان را به حال خود بگذار
تا قیامت کنند و رستاخیز ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۵ - پیوند روح میکند این باد مشک بیز
گوهر بعدی:غزل ۳۱۷ - بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.