خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلباختگی خود به معشوق میگوید و توصیف میکند که چگونه زلفهای معشوق او را مجنون کرده است. همچنین اشاره میکند که امروزه هیچ چیزی به تاریکی و زیبایی زلف معشوق نیست.
این متن یک شعر عاشقانه کلاسیک است که دارای مفاهیم عمیق احساسی و ادبی است. درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد، چرا که نیاز به آشنایی با اصطلاحات و تشبیهات ادبی دارد.
شماره ۱۰۱ - شهانه دلم ساخت مفتون زلفش
شهانه دلم ساخت مفتون زلفش
نگذاشت دلی نکرده مجنون زلفش ۱
از کثرت دل ها بتوان گفت که نیست
امروز سواد اعظمی چون زلفش ۲
نگذاشت دلی نکرده مجنون زلفش ۱
از کثرت دل ها بتوان گفت که نیست
امروز سواد اعظمی چون زلفش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - آن دل که هوس داشت اسیر همه کس
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - آن خواجه که کم باد ز عالم نامش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.