خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از یار سیاهروی خود که مانند بختش ناامید و بیهوش شده، سخن میگوید. او از حس رشک و تغییر حالات عاطفی خود میگوید و با تصاویر شاعرانه مانند شب که روز را در خود دارد، احساساتش را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رشک و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۹ - تا یار سیه بیهوش چو بخت من شد
تا یار سیه بیهوش چو بخت من شد
بخت سهیم رشک من روشن شد ۱
رو پاک سیاه است بر اطراف رخش
یا آن که شبم به روز آبستن شد ۲
بخت سهیم رشک من روشن شد ۱
رو پاک سیاه است بر اطراف رخش
یا آن که شبم به روز آبستن شد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - عاشق شب وصل یار هم درد کشد
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - شوخی که دلش داغ دل گلشن شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.