خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر عشق و فداکاری بی‌حد و مرز است. شاعر از عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و تمام وجودش را وقف او کرده است. او از دردهای پنهان خود می‌گوید و این که تنها معشوق از رازهایش آگاه است. شاعر همچنین به انتقادات دیگران پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که تنها کسانی که عاشق هستند می‌توانند سخنان دلنشین بگویند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۵ - از همه باشد به حقیقت گزیر

از همه باشد به حقیقت گزیر
وز تو نباشد که نداری نظیر ۱

مشرب شیرین نبود بی زحام
دعوت منعم نبود بی فقیر ۲

آن عرق است از بدنت یا گلاب
آن نفس است از دهنت یا عبیر ۳

بذل تو کردم تن و هوش و روان
وقف تو کردم دل و چشم و ضمیر ۴

دل چه بود جان که بدو زنده‌ام
گو بده ای دوست که گویم بگیر ۵

راحت جان باشد از آن قبضه تیغ
مرهم دل باشد از آن جعبه تیر ۶

درد نهانی به که گویم که نیست
باخبر از درد من الا خبیر ۷

عیب کنندم که چه دیدی در او
کور نداند که چه بیند بصیر ۸

چون نرود در پی صاحب کمند
آهوی بیچاره به گردن اسیر ۹

هر که دل شیفته دارد چو من
بس که بگوید سخن دلپذیر ۱۰

ناله سعدی به چه دانی خوش است
بوی خوش آید چو بسوزد عبیر ۱۱
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۷۱۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۴ - آن کیست که می‌رود به نخجیر
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶ - ای پسر دلربا وی قمر دلپذیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.