خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق عمیق و فداکاری سخن میگوید. شاعر بیان میکند که حاضر است جان خود را در راه عشق فدا کند و به نصیحت دیگران توجهی ندارد. همچنین، او از زیبایی و جذابیت معشوق خود میگوید و اشاره میکند که دلها در گرو زلف سیاه اوست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۳۳ - دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
که بی سرمایه فارغ باشد از قید زیان کردن ۱
به پند ناصح از پای سگانش برندارم سر
به قول دشمنان عیبست ترک دوستان کردن ۲
تنم چون تار مویی بوده در وی نهان زلفت
ز من آموخت اندر تار مویی دل نهان کردن ۳
عجب نبود که زلف هندویش دل ها نهان دارد
متاعی را که دزدیدند می باید نهان کردن ۴
که بی سرمایه فارغ باشد از قید زیان کردن ۱
به پند ناصح از پای سگانش برندارم سر
به قول دشمنان عیبست ترک دوستان کردن ۲
تنم چون تار مویی بوده در وی نهان زلفت
ز من آموخت اندر تار مویی دل نهان کردن ۳
عجب نبود که زلف هندویش دل ها نهان دارد
متاعی را که دزدیدند می باید نهان کردن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.