خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری و فراق معشوق مینالد و بیان میکند که چگونه غم و اندوه بر او چیره شده است. او از گریههای پیدرپی و مصیبتهای زندگی سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند دلش را شاد کند، اما این کار برایش ممکن نیست.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲ - چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
غم دل را چه کنم، دل بچه خرّم سازم ۱
شده از نقش رخت پرگل از آن دردم مرگ
دامن دیده نیارم که فراهم سازم ۲
بس که هر لحظه شکست دگرم پیش آمد
صد مصیبت را یک حلقه ماتم سازم ۳
گریه عادت شده در هجر توام ورنه مرا
گریه نیست کزو درد دلی کم سازم ۴
غم دل را چه کنم، دل بچه خرّم سازم ۱
شده از نقش رخت پرگل از آن دردم مرگ
دامن دیده نیارم که فراهم سازم ۲
بس که هر لحظه شکست دگرم پیش آمد
صد مصیبت را یک حلقه ماتم سازم ۳
گریه عادت شده در هجر توام ورنه مرا
گریه نیست کزو درد دلی کم سازم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.