خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عاطفی شدید خود میگوید که باعث ریختن خون از مژهها و گریههای بیپایان شده است. او از زخمهای روحی و عشقی سخن میگوید که هر قدمش را با درد همراه کرده و صبرش به پایان رسیده است. دلش بیقرار است و از شکاف آن خون میریزد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و دردهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای خشن مانند 'خون ریختن از مژه' و 'زخم خوردن' نیاز به درک بالاتری از ادبیات و احساسات پیچیده دارد.
شماره ۲۷ - از تو ممنونم اگر از مژه خون میریزم
از تو ممنونم اگر از مژه خون میریزم
گر غمت نبود خون این همه چون میریزم ۱
خورده ام زخمی و تا گم نکند صیادم
هر قدم قطره از خون درون میریزم ۲
صبر کو تا جگرم خون شود و گریه کنم
لخت لختش زره دیده برون میریزم ۳
دیده مشغول خیال است از آن امشب خون
از شکاف دل بی صبر و سکون میریزم ۴
گر غمت نبود خون این همه چون میریزم ۱
خورده ام زخمی و تا گم نکند صیادم
هر قدم قطره از خون درون میریزم ۲
صبر کو تا جگرم خون شود و گریه کنم
لخت لختش زره دیده برون میریزم ۳
دیده مشغول خیال است از آن امشب خون
از شکاف دل بی صبر و سکون میریزم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.