خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه، عشق نافرجام و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از گریههای بیپایان، فراموشی عزیزان، سوختن عشق و ناامیدی در رابطه عاشقانه مینالد. همچنین، اشارهای به زیبایی زودگذر و از دسترفته دارد.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمانگیز است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق نافرجام و رنجهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۶ - زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
هرکه تر شد دامنش دیگر نمی بینم منش ۱
می دهد بر باد این گل حسن را تر دامنی
گل در آتش کی رود گر تر نباشد دامنش ۲
گر ندارد خون من در گردن آن نامهربان
چون شود رنگین به خونم دست ها در گردنش ۳
چشم می پوشم کنون هرگاه می بینم ز روز
آن که روشن بود چشم از نکهت پیراهنش ۴
هرکه تر شد دامنش دیگر نمی بینم منش ۱
می دهد بر باد این گل حسن را تر دامنی
گل در آتش کی رود گر تر نباشد دامنش ۲
گر ندارد خون من در گردن آن نامهربان
چون شود رنگین به خونم دست ها در گردنش ۳
چشم می پوشم کنون هرگاه می بینم ز روز
آن که روشن بود چشم از نکهت پیراهنش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - ناصحا از عشق منع مکن بار دگر
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - از تو ممنونم اگر از مژه خون میریزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.