خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عاشقانه و عرفانی از سعدی، به بیان عشق و فداکاری در راه معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که عاشق واقعی حاضر است جان خود را در راه معشوق فدا کند و پند خردمندان برای او بی‌اثر است. او از درد عشق و سوزش دل می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق او آشکار و بی‌پرده است. شاعر همچنین از معشوق می‌خواهد که اگر گله‌ای دارد بیان کند و اگر خطایی از او سر زده است، غرامت بپردازد. در نهایت، سعدی به عشق الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که زخم‌های عشق مایه فخر و افتخار است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در راه عشق و دردهای عشقی ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۹۷ - زنده کدام است بر هوشیار

زنده کدام است بر هوشیار
آن که بمیرد به سر کوی یار ۱

عاشق دیوانه سرمست را
پند خردمند نیاید به کار ۲

سر که به کشتن بنهی پیش دوست
به که به گشتن بنهی در دیار ۳

ای که دلم بردی و جان سوختی
در سر سودای تو شد روزگار ۴

شربت زهر ار تو دهی نیست تلخ
کوه احد گر تو نهی نیست بار ۵

بندی مهر تو نیابد خلاص
غرقه عشق تو نبیند کنار ۶

درد نهانی دل تنگم بسوخت
لاجرمم عشق ببود آشکار ۷

در دلم آرام تصور مکن
وز مژه‌ام خواب توقع مدار ۸

گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گنه از توست غرامت بیار ۹

بر سر پا عذر نباشد قبول
تا ننشینی ننشیند غبار ۱۰

دل چه محل دارد و دینار چیست
مدعیم گر نکنم جان نثار ۱۱

سعدی اگر زخم خوری غم مخور
فخر بود داغ خداوندگار ۱۲
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۱۳۷۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - دولت جان پرورست صحبت آمیزگار
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - شرط است جفا کشیدن از یار
نظرها و حاشیه ها ۱
سپهراد بیات
۱۴۰۴/۷/۲۸ ۱۱:۰۱

حظ بردیم