خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید و مخاطب را به صبر و خموشی دعوت میکند. او از بازی با احساسات و غمهای گذشته پرهیز میدهد و بر اهمیت رستگاری در سکوت تأکید میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۶ - سرو من آمد به باغ ای سرو، سربازی مکن
سرو من آمد به باغ ای سرو، سربازی مکن
پیش سرو قامتش دیگر سرافرازی مکن ۱
نیست دل در سینه ای جان چند کاوی سینه را
آتشت مُرد است، با خاکسترش بازی مکن ۲
در گلویم شوگره ای گریه تا دم درکشم
تا توانی پرده پوشی گیر و غمازی مکن ۳
ای که می سوزی مرا با ناله زارم بساز
با تو می سازیم ما با ما تو ناسازی مکن ۴
رستگاری در خموشی باشد ای مرغ چمن
نکته ای گفتم بفهم و نکته پردازی مکن ۵
پیش سرو قامتش دیگر سرافرازی مکن ۱
نیست دل در سینه ای جان چند کاوی سینه را
آتشت مُرد است، با خاکسترش بازی مکن ۲
در گلویم شوگره ای گریه تا دم درکشم
تا توانی پرده پوشی گیر و غمازی مکن ۳
ای که می سوزی مرا با ناله زارم بساز
با تو می سازیم ما با ما تو ناسازی مکن ۴
رستگاری در خموشی باشد ای مرغ چمن
نکته ای گفتم بفهم و نکته پردازی مکن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - مژده باد ای دل که باز آن شمع را پروانه ام
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.