خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج درونی شاعر حکایت دارد که با تصاویری مانند اشک، آتش و ویرانه بیان شده است. شاعر از احساس تنهایی، گمگشتگی و فشارهای اجتماعی سخن میگوید و با استفاده از استعارههای عمیق مانند پروانه و شمع، عمق درد خود را نشان میدهد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فشارهای اجتماعی و رنج درونی نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۶ - به هر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
به هر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
شعله کافی بود بال و پر پروانه را ۱
خون تراوش می کند از چاک های سینه ام
طفل اشکم باز گم کرد است راه خانه را ۲
مردم چشمم کنند از دل به سوی دیده اشک
همچو موری کو بسوی خانه آرد دانه را ۳
من مسلمان نیستم گبرم ولی از بیم خلق
میفروزم در درون خانه آتش خانه را ۴
تکیه بر دیوار نتوانم نمود از بس که دل
تا فتد از آه آتش بار این ویرانه را ۵
شعله کافی بود بال و پر پروانه را ۱
خون تراوش می کند از چاک های سینه ام
طفل اشکم باز گم کرد است راه خانه را ۲
مردم چشمم کنند از دل به سوی دیده اشک
همچو موری کو بسوی خانه آرد دانه را ۳
من مسلمان نیستم گبرم ولی از بیم خلق
میفروزم در درون خانه آتش خانه را ۴
تکیه بر دیوار نتوانم نمود از بس که دل
تا فتد از آه آتش بار این ویرانه را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - ز گریه منع مکن دیده ی پر آب مرا
گوهر بعدی:شماره ۷ - چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.