خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای عاطفی و اضطراب خود سخن میگوید و از گریه به عنوان راهی برای تسکین درد یاد میکند. او از عشق نافرجام و تأثیر آن بر زندگی خود مینویسد و از طبیعت به عنوان نمادی از امید و ناامیدی استفاده میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵ - ز گریه منع مکن دیده ی پر آب مرا
ز گریه منع مکن دیده ی پر آب مرا
که برطرف کنی از کشتن اضطراب مرا ۱
مرا بسوز پس از کشتنم نه سیمابم
مگر به آب دهد کلبه ی خراب مرا ۲
شکفته دیدم گل های داغ و دانستم
که سوی من نظری هست آفتاب مرا ۳
ز دیده منت شب زنده داری از چه کشم
که غمزه ی تو به تاراج برد خواب مرا ۴
گداخت پیکرم از جوش خون چه چاره کنم
که شیشه تاب نمی آورد شراب مرا ۵
که برطرف کنی از کشتن اضطراب مرا ۱
مرا بسوز پس از کشتنم نه سیمابم
مگر به آب دهد کلبه ی خراب مرا ۲
شکفته دیدم گل های داغ و دانستم
که سوی من نظری هست آفتاب مرا ۳
ز دیده منت شب زنده داری از چه کشم
که غمزه ی تو به تاراج برد خواب مرا ۴
گداخت پیکرم از جوش خون چه چاره کنم
که شیشه تاب نمی آورد شراب مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - از آن در سینه دارم دل که باشد درد و داغ آنجا
گوهر بعدی:شماره ۶ - به هر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.