خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از دردها و رنجهای زندگی سخن میگوید و بیان میکند که این مشکلات موقتی و گذرا هستند. او همچنین به عشق و وحدت در طبیعت اشاره میکند و از خیالات و آرزوهای بیپایه انتقاد میکند. در نهایت، شاعر به دیوانگی و زیرکی اشاره میکند و میگوید که گاهی دیوانگی میتواند به خلاصی و نجات منجر شود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و رنج زندگی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۲۷۱ - بخت این کند که رای تو با ما یکی شود
بخت این کند که رای تو با ما یکی شود
تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود ۱
خونم بریز و بر سر خاکم گذار کن
کاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود ۲
آن را مسلم است تماشای نوبهار
کز عشق بوستان گل و خارش یکی شود ۳
ای مفلس آنچه در سر توست از خیال گنج
پایت ضرورت است که در مهلکی شود ۴
سعدی در این کمند به دیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص بود زیرکی شود ۵
تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود ۱
خونم بریز و بر سر خاکم گذار کن
کاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود ۲
آن را مسلم است تماشای نوبهار
کز عشق بوستان گل و خارش یکی شود ۳
ای مفلس آنچه در سر توست از خیال گنج
پایت ضرورت است که در مهلکی شود ۴
سعدی در این کمند به دیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص بود زیرکی شود ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - آن که نقشی دیگرش جایی مصور میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.