این متن از سعدی، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر احساسات عاشقانه و عرفانی است. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که رفتن به صحرا بدون حضور معشوق ناعادلانه است. همچنین، او به عشق و شیدایی در کوی عشق اشاره میکند و از هوشمندانی میگوید که مانند او عاقلانه و شیدا رفتار میکنند. در نهایت، سعدی به زیبایی طبیعت و عشق الهی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۵۲ - نشاید که خوبان به صحرا روند
همه کس شناسند و هر جا روند ۱
حلالست رفتن به صحرا ولیک
نه انصاف باشد که بی ما روند ۲
نباید دل از دست مردم ربود
چو خواهند جایی که تنها روند ۳
که بپسندد از باغبانان گل
که از بانگ بلبل به سودا روند ۴
برآرند فریاد عشق از ختا
گر این شوخ چشمان به یغما روند ۵
همه سروها را بباید خمید
که در پای آن سروبالا روند ۶
بسا هوشمندا که در کوی عشق
چو من عاقل آیند و شیدا روند ۷
بسازیم بر آسمان سلمی
اگر شاهدان بر ثریا روند ۸
نه سعدی در این گل فرورفت و بس
که آنان که بر روی دریا روند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.