خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، مفاهیم عشق، زیبایی، و عرفان را بیان می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند آفتاب، ماه، ابرو، و سرو برای توصیف معشوق و احساسات خود استفاده می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، صبر، و فداکاری در این شعر به چشم می‌خورد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۴ - آفتاب از کوه سر بر می‌زند

آفتاب از کوه سر بر می‌زند
ماهروی انگشت بر در می‌زند ۱

آن کمان ابرو که تیر غمزه‌اش
هر زمانی صید دیگر می‌زند ۲

دست و ساعد می‌کشد درویش را
تا نپنداری که خنجر می‌زند ۳

یاسمین بویی که سرو قامتش
طعنه بر بالای عرعر می‌زند ۴

روی و چشمی دارم اندر مهر او
کاین گهر می‌ریزد آن زر می‌زند ۵

عشق را پیشانیی باید چو میخ
تا حبیبش سنگ بر سر می‌زند ۶

انگبین رویان نترسند از مگس
نوش می‌گیرند و نشتر می‌زند ۷

در به روی دوست بستن شرط نیست
ور ببندی سر به در بر می‌زند ۸

سعدیا دیگر قلم پولاد دار
کاین سخن آتش به نی در می‌زند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۳ - روندگان مقیم از بلا نپرهیزند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵ - بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.