خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که به موضوع عشق و عاشقی میپردازد. در این شعر، عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاه خطرناک توصیف میشود که عاشقان را به سمت فداکاری و حتی مرگ سوق میدهد. همچنین، شعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشقان اشاره میکند و تفاوت بین عقل و عشق را برجسته میسازد.
مفاهیم عمیق عشق و عاشقی، فداکاری و مرگ در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۱۹۳ - شورش بلبلان سحر باشد
شورش بلبلان سحر باشد
خفته از صبح بیخبر باشد ۱
تیرباران عشق خوبان را
دل شوریدگان سپر باشد ۲
عاشقان کشتگان معشوقند
هر که زندهست در خطر باشد ۳
همه عالم جمال طلعت اوست
تا که را چشم این نظر باشد ۴
کس ندانم که دل بدو ندهد
مگر آن کس که بی بصر باشد ۵
آدمی را که خارکی در پای
نرود طرفه جانور باشد ۶
گو ترش روی باش و تلخ سخن
زهر شیرین لبان شکر باشد ۷
عاقلان از بلا بپرهیزند
مذهب عاشقان دگر باشد ۸
پای رفتن نماند سعدی را
مرغ عاشق بریده پر باشد ۹
خفته از صبح بیخبر باشد ۱
تیرباران عشق خوبان را
دل شوریدگان سپر باشد ۲
عاشقان کشتگان معشوقند
هر که زندهست در خطر باشد ۳
همه عالم جمال طلعت اوست
تا که را چشم این نظر باشد ۴
کس ندانم که دل بدو ندهد
مگر آن کس که بی بصر باشد ۵
آدمی را که خارکی در پای
نرود طرفه جانور باشد ۶
گو ترش روی باش و تلخ سخن
زهر شیرین لبان شکر باشد ۷
عاقلان از بلا بپرهیزند
مذهب عاشقان دگر باشد ۸
پای رفتن نماند سعدی را
مرغ عاشق بریده پر باشد ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - گر آن مراد شبی در کنار ما باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.