خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عاشقانه و درد عشق است. شاعر از تعلق بیهوده و رنجهای عشق سخن میگوید و از نرسیدن به معشوق و رنجهای روحی و جسمی که تحمل میکند، شکایت میکند. او همچنین به زیبایی معشوق و ناتوانی خود در رسیدن به او اشاره میکند و از رقیبان و مشکلاتی که در راه عشق وجود دارد، گله میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم و اصطلاحات بهکار رفته در شعر نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۹۰ - از این تعلق بیهوده تا به من چه رسد
از این تعلق بیهوده تا به من چه رسد
وزان که خون دلم ریخت تا به تن چه رسد ۱
به گرد پای سمندش نمیرسد مشتاق
که دستبوس کند تا بدان دهن چه رسد ۲
همه خطای منست این که میرود بر من
ز دست خویشتنم تا به خویشتن چه رسد ۳
بیا که گر به گریبان جان رسد دستم
ز شوق پاره کنم تا به پیرهن چه رسد ۴
که دید رنگ بهاری به رنگ رخسارت
که آب گل ببرد تا به یاسمن چه رسد ۵
رقیب کیست که در ماجرای خلوت ما
فرشته ره نبرد تا به اهرمن چه رسد ۶
ز هر نبات که حسنی و منظری دارد
به سرو قامت آن نازنین بدن چه رسد ۷
چو خسرو از لب شیرین نمیبرد مقصود
قیاس کن که به فرهاد کوهکن چه رسد ۸
زکات لعل لبت را بسی طلبکارند
میان این همه خواهندگان به من چه رسد ۹
رسید ناله سعدی به هر که در آفاق
و گر عبیر نسوزد به انجمن چه رسد ۱۰
وزان که خون دلم ریخت تا به تن چه رسد ۱
به گرد پای سمندش نمیرسد مشتاق
که دستبوس کند تا بدان دهن چه رسد ۲
همه خطای منست این که میرود بر من
ز دست خویشتنم تا به خویشتن چه رسد ۳
بیا که گر به گریبان جان رسد دستم
ز شوق پاره کنم تا به پیرهن چه رسد ۴
که دید رنگ بهاری به رنگ رخسارت
که آب گل ببرد تا به یاسمن چه رسد ۵
رقیب کیست که در ماجرای خلوت ما
فرشته ره نبرد تا به اهرمن چه رسد ۶
ز هر نبات که حسنی و منظری دارد
به سرو قامت آن نازنین بدن چه رسد ۷
چو خسرو از لب شیرین نمیبرد مقصود
قیاس کن که به فرهاد کوهکن چه رسد ۸
زکات لعل لبت را بسی طلبکارند
میان این همه خواهندگان به من چه رسد ۹
رسید ناله سعدی به هر که در آفاق
و گر عبیر نسوزد به انجمن چه رسد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - آه اگر دست دل من به تمنا نرسد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.