خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از بخت و اقبال ناسازگار و روزگار ناعادلانه شکایت می‌کند و از اینکه جهان به او حتی یک جرعه می (نعمت) نمی‌دهد گله می‌کند، در حالی که دیگران بدون هیچ زحمتی از نعمات بهره‌مند می‌شوند. او از ظلم زمانه و چرخش بی‌امان روزگار به ستوه آمده و در جستجوی پایان این رنج است.

متن حاوی مفاهیم فلسفی و انتقادی نسبت به زندگی و روزگار است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند «می» و «خماری» ممکن است نیاز به درک ادبی بالاتری داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۴ - ما را ندهد سپهر یک جرعه می

ما را ندهد سپهر یک جرعه می
کو را نبود زود خماری در پی ۱

ای خون بد زمانه آخر تا چند
وی گردش روزگار آخر تا کی ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۱۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - بی دیدن من جان جهانم چونی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - نه چون رخ تو گلی بود یاسمنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.