خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید. او بیان میکند که عشق بر عقل غلبه دارد و فرد عاشق حاضر است همه چیز را فدای معشوق کند. شاعر همچنین به بیقراری و شیدایی ناشی از عشق اشاره میکند و از ناتوانی در برابر جذبههای عشق سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۸۷ - هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد ۱
آن کس که دلی دارد آراسته معنی
گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد ۲
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد ۳
آخر نه منم تنها در بادیه سودا
عشق لب شیرینت بس شور برانگیزد ۴
بی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت
بیمایه زبون باشد هر چند که بستیزد ۵
فضل است اگرم خوانی عدل است اگرم رانی
قدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزد ۶
تا دل به تو پیوستم راه همه دربستم
جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد ۷
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویزد ۸
وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد ۱
آن کس که دلی دارد آراسته معنی
گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد ۲
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد ۳
آخر نه منم تنها در بادیه سودا
عشق لب شیرینت بس شور برانگیزد ۴
بی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت
بیمایه زبون باشد هر چند که بستیزد ۵
فضل است اگرم خوانی عدل است اگرم رانی
قدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزد ۶
تا دل به تو پیوستم راه همه دربستم
جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد ۷
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویزد ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.