خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق آشفته و رفتار ناعادلانه معشوق شکایت میکند و میپرسد چرا قصد جانش را میکند در حالی که دلش را نمیستاند. همچنین از بیوفایی و ترانههای سرزنشآمیز معشوق گله میکند و در پایان میپرسد که معشوق چه نیکی برای او انجام داده است که او چنین بدیهایی را متحمل شود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و شکایت از معشوق برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۶ - سخت آشفته جمال خودی
سخت آشفته جمال خودی
ورچه نوعیست این زبیخردی ۱
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی ۲
با من این شکل میکنی یا خود
با همه کس چنین ترانه زدی ۳
هر دمم بی وفا همی خوانی
راست گفتی هزار بار خودی ۴
تا چه نیکی بجای من کردی
تا چه کردم بجای تو ز بدی؟ ۵
ورچه نوعیست این زبیخردی ۱
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی ۲
با من این شکل میکنی یا خود
با همه کس چنین ترانه زدی ۳
هر دمم بی وفا همی خوانی
راست گفتی هزار بار خودی ۴
تا چه نیکی بجای من کردی
تا چه کردم بجای تو ز بدی؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - زهی بیوفا خود نگوئی کجائی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - مرحبا شادا زهی ای مه درآی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.