خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق یار و هجران او مینالد و توصیف میکند که چگونه در غم دوری معشوق، اشکهایش مانند رود جیحون جاری میشود. او از روزهای خوش گذشته در کنار یار و اکنونِ پر از اندوه دوری از او یاد میکند و به دیگران میآموزد که چگونه در فراق یار بگریند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۳ - دلبر اینک رفت ایدل خون گری
دلبر اینک رفت ایدل خون گری
در غمش زابر بهار افزون گری ۱
گرد سر یکچند چون گردون بگرد
وزغمش یکچند چون جیحون گری ۲
گه گه اندر وصل او خنده زدی
خوش خوش اندر هجر او اکنون گری ۳
در فراقش گر نمیدانی گریست
بشنو از من تا بگویم چون گری ۴
در فراق یار و در هجران او
آب خود هر کس بگرید، خون گری ۵
در غمش زابر بهار افزون گری ۱
گرد سر یکچند چون گردون بگرد
وزغمش یکچند چون جیحون گری ۲
گه گه اندر وصل او خنده زدی
خوش خوش اندر هجر او اکنون گری ۳
در فراقش گر نمیدانی گریست
بشنو از من تا بگویم چون گری ۴
در فراق یار و در هجران او
آب خود هر کس بگرید، خون گری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - دوش در گلستان سحرگاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - آخر چه کرده ام که شکایت همیکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.