خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، زیبایی معشوق و احساسات خود را توصیف میکند. او از عناصر طبیعت مانند گل، سرو، آفتاب و ماه برای بیان عشق و اشتیاق خود استفاده میکند و از وعدههای معشوق و تأثیر اشکهایش بر آتش دلش میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۴۶ - زهی روی تو خار گل نهاده
زهی روی تو خار گل نهاده
قد تو کو شمال سرو داده ۱
مهت چون آفتاب افتاده در پای
به سر چون سایه پیشت ایستاده ۲
ز بهر عشوه ما وعده تو
دری ز امروز بر فردا گشاده ۳
ز اشک چشم من خیزد تف دل
کسی دید آتشی از آب زاده؟ ۴
ز شرم روی چون ماهت مه چرخ
شود هر مه دو شب از خود پیاده ۵
به پیش روی خوبت چیست خورشید
چراغی در ره بادی نهاده ۶
قد تو کو شمال سرو داده ۱
مهت چون آفتاب افتاده در پای
به سر چون سایه پیشت ایستاده ۲
ز بهر عشوه ما وعده تو
دری ز امروز بر فردا گشاده ۳
ز اشک چشم من خیزد تف دل
کسی دید آتشی از آب زاده؟ ۴
ز شرم روی چون ماهت مه چرخ
شود هر مه دو شب از خود پیاده ۵
به پیش روی خوبت چیست خورشید
چراغی در ره بادی نهاده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - بامدادان بگاه خواب زده
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - اگر رخت از جهان بیرون نهی به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.