خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که از معشوق جز نامردی و بی‌رحمی ندیده است و با وجود عشق شدید، از بخت بد و روزگار ناعادلانه شکایت دارد. شاعر به صبر خود آگاه است اما در نهایت، حاصل این رابطه را درد و رنج می‌بیند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق ناکام، رنج و انتظار است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند «خون‌ریزی وعده‌ها» و «جان دادن انتظار» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۰ - هر جور که من ز یار می بینم

هر جور که من ز یار می بینم
از نامه روزگار می بینم ۱

عیشی نه بکام دل همیرانم
رنجی نه باختیار می بینم ۲

خون ریزی وعده های او دیدم
جان دادن انتظار می بینم ۳

از بخت بدست این نه از عشقست
من عاشق صدهزار می بینم ۴

جان از غم عشق او نخواهم برد
میدانم و روی کار می بینم ۵

من آخر این حدیث میخوانم
من حاصل این شمار می بینم ۶

نامردی صبر خویش میدانم
بی رحمی آن نگار می بینم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - روز و شب در هجر او غم میخورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.