خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند خورشید، ماه، شکر و لعل، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از فداکاری در راه عشق، آرزوهایش و دردهای عشقی میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که هیچکس از او بیچارهتر در عشق نیست.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۹ - از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
یکذره بود کمتر چون از قمر اندیشم ۱
جائی که لبت باشد با انهمه شیرینی
از لعل تو بیزام گر از شکراندیشم ۲
گفتی که برافشان سرگر عاشق جانبازی
من بهر نثار تو کی اینقدر اندیشم ۳
در عشق تو چو نشمعم جان بر سرو سر برکف
دعوی کله داری وانگه ز سراندیشم ۴
در آرزویم آمد کز ساعد خود سازم
هرگه که میانت را زرین کمر اندیشم ۵
جز رنگ رخم حقا در خاطرم ارآید
هرگه که من درویش از وجه زراندیشم ۶
گویم که بعشق از من بیچاره تری باشد؟
هم من بوم آن مسکین چون نیک براندیشم ۷
گفتی پس کاری شو تا هست غمت برجای
لایق نبود گر من کار دگر اندیشم ۸
یکذره بود کمتر چون از قمر اندیشم ۱
جائی که لبت باشد با انهمه شیرینی
از لعل تو بیزام گر از شکراندیشم ۲
گفتی که برافشان سرگر عاشق جانبازی
من بهر نثار تو کی اینقدر اندیشم ۳
در عشق تو چو نشمعم جان بر سرو سر برکف
دعوی کله داری وانگه ز سراندیشم ۴
در آرزویم آمد کز ساعد خود سازم
هرگه که میانت را زرین کمر اندیشم ۵
جز رنگ رخم حقا در خاطرم ارآید
هرگه که من درویش از وجه زراندیشم ۶
گویم که بعشق از من بیچاره تری باشد؟
هم من بوم آن مسکین چون نیک براندیشم ۷
گفتی پس کاری شو تا هست غمت برجای
لایق نبود گر من کار دگر اندیشم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - یا ز چشمت جفا بیاموزم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - هر جور که من ز یار می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.