خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از نالهها، اشکها و رنجهای خود در فراق معشوق میگوید و از زیباییهای معشوق مانند زلف او سخن میراند. همچنین، شاعر از ناتوانی خود در تحمل این فراق و از جور و ستمی که از معشوق میکشد، شکایت میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جور و ستم و فراق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۸ - تا خط تو رخت بیرون میکشد
تا خط تو رخت بیرون میکشد
ناله من سر بگردون میکشد ۱
زلف تو همچون مهندس بررخت
هر زمان شکلی دگرگون میکشد ۲
خاک پایت خیمه بر مه میزند
آب چشمم سر بجیحون میکشد ۳
با که داند گفت دل جز با لبت
جورها کز زلف شبگون میکشد ۴
بار تو کش چرخ نتواند کشید
خود نپرسی کاین دلم چون میکشد ۵
از فلک هرگز کشیده کی بود
دل ز هجرت آنچه اکنون میکشد ۶
دل که گفت از غم فشاندم آستین
دامن از هجر تو در خون میکشد ۷
ناله من سر بگردون میکشد ۱
زلف تو همچون مهندس بررخت
هر زمان شکلی دگرگون میکشد ۲
خاک پایت خیمه بر مه میزند
آب چشمم سر بجیحون میکشد ۳
با که داند گفت دل جز با لبت
جورها کز زلف شبگون میکشد ۴
بار تو کش چرخ نتواند کشید
خود نپرسی کاین دلم چون میکشد ۵
از فلک هرگز کشیده کی بود
دل ز هجرت آنچه اکنون میکشد ۶
دل که گفت از غم فشاندم آستین
دامن از هجر تو در خون میکشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - دلبرم تا ز من نهان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.