شاعر در این متن از غم و اندوهی که در دلش نشسته میگوید و از این که نمیداند چرا این غم بر آتش دلش مینشیند. او احساس میکند که دلش مستحق هر غمی است زیرا در مسیر بلا قرار دارد. شاعر همچنین از رفتار ناسزای معشوق و اتهام بیاساس او مبنی بر نشستن با دیگری گلایه میکند و از این که نمیداند معشوقش چه تصمیمی میگیرد و این بار چه بر سرشان میآید، اظهار نگرانی میکند.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
شماره ۶۶ - غمش در دل تنگ ما می نشیند
ندانم بر آتش چرا می نشیند ۱
دلم نیز مستوجب هر غمی هست
که بر شاهراه بلا می نشیند ۲
مرا بر سر آتشی می نشاند
چو بینم که با ناسزا می نشیند ۳
مرا گفت با دیگری می نشینی
ندانم که این بر کجا می نشیند ۴
کمر بر چه بندد نداند نگارم؟
که این بار بر جان ما مینشیند ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.